أبو الحسن الشعراني
508
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ « 1 » رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : بنويس . او بنوشت و به شكّ افتاد و با خود گفت : اگر محمّد در اينكه مىگويد ، صادق است ، خود اين وحى كه بر او مىكنند ، بر من مىكنند و اگر كاذب است ، مثل آنكه مىگويد ، من نيز مىگويم . علّامه شعرانى : اين سخن بر فرض صحّت روايت ، دليل آن نمىشود كه كسى بتواند مانند قرآن بگويد چون فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ تنها بىآنكه به مطالب آيه متّصل شود ، كلامى تامّ نيست و متّصف به بلاغت نمىشود . « 2 » إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى . « 3 » مؤلف : خداى معبود كه از او توقّع خير و روزى كنيد ، خدايى است كه او در زير زمين دانه شكافد . و براى آن تخصيص كرد اين را كه دست آدميان از آن دور باشد و معلوم است به جارى مجراى ضرورت كه آن كسى نمىكند جز خداى تعالى . علّامه شعرانى : چون انسان در خلقت گياه و درخت از دانه و هسته تأمّل كند ، داند كه فعل طبيعت بىشعور نيست ، بلكه خداوند حكيم كه بقاى نوع هرچيز را به ارادهء خويش از روى حكم و مصالح مقرّر فرموده ، دانه را مىشكافد و غذاى او را تا ريشه محكم نكرده ، در خود دانه قرار داده است و پس از آن برگ و ريشه را در زمين و هوا پراكنده مىكند . وقتى غذاى درون دانه تمام شود ، از بيرون ببالد و برآيد و اين معنى فلق است . « 4 » مؤلف : و نوى هستهء ميوه باشد كه از او درخت رويد و هيچ قادر به قدرت تقدير اين نتواند كرد ، الّا بالآلة و المماسة . چون قديم تعالى مىكند مخترع ، بدانند كه او قادر بالذات است به خلاف دگر فاعلان و قادران .
--> ( 1 ) . همان ، آيهء 14 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 8 . ( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 95 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 11 .